نـــیـــوک لـــیــــدر

۲۸ مطلب با موضوع «سینما (فیلم،نقد و...)» ثبت شده است

فروشنده بازی

مسیح | سه شنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۴۲ ب.ظ | ۳ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

 

«فروشنده» آقای «فرهادی» برنده جایزه اسکار خارجی زبان شد و بعضی از هم‌وطنان از این مسئله خوشحال شدند، اما طبیعتا بنده نه‌تنها خوشحال نیستم که غمگین هم هستم و شاید به زعم دوستان خیلی احساس «دلواپسی» هم دارم.
ایراد کار از آقای فرهادی نیست. او می‌تواند با پول امیر قطر یا امیر هر کشور منطقه، حتی خود پادشاه عربستان فیلم بسازد. او در ساختن فیلم نئورئالیستی بی‌تعارف کارگردان خوبی است. می‌داند چگونه کارگردانی کند، چگونه تعلیق ایجاد کرده و چطور از بازیگران خود بازی خیلی خوبی بگیرد. پس این نقطه‌ی قوت اوست.
برای فیلم نئورئالیستی ساختن نیز یک کارگردان باید بداند چگونه در یک آپارتمان فیلم بسازد. در یک فضای تاریک قاب بگیرد و از هیچ لوکیشن و نمای بدیعی استفاده نکند.

  • مسیح

یکی بر سر شاخ، بن می‌برید

مسیح | يكشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۵۲ ب.ظ | ۱ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

⭕️ یکی بر سر شاخ، بن می‌برید

آن‌ها که فیلم Camp X_Ray را دیده باشند، یادشان هست که «علی» زندانی شیعه‌ای بود که به دلیل اتهام در مسئله‌ی 11 سپتامبر دستگیر شده و به گوانتانامو فرستاده شد. 
قصد تحلیل و نقد فیلم ندارم، اما فقط می‌خواهم دوباره به شخصیت علی با بازی «پیمان معادی» نگاه کنیم.

  • مسیح

«روغن ریخته» و امامزاده‌ ایران

مسیح | جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۰۶ ب.ظ | ۰ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

«ترانه علیدوستی» در واکنش به ممنوعیت صدور ویزا به ایرانی‌ها از سوی دولت ترامپ را نژادپرستانه خواند و اعلام کرد از شرکت در مراسم اسکار به‌خاطر فیلم «فروشنده» آقای «اصغر فرهادی» خودداری می‌کند.
این ممنوعیت چقدر در زندگی عامه‌ی مردم ایران مهم  و موثر است؟
 لازم نیست به حوادث 30-40 سال اخیر رجوع کنیم، همین مسائلیکی دو سال گذشته مثل جلوگیری از ورود پول‌های بلوکه شده به ایران، تمدید تحریم‌های جدید، مسئله ایران‌هراسی و تولید فیلم‌های سینمایی علیه کشور ما را با دستور جدید ترامپ مقایسه کنیم و ببینیم کدام یک بیشتر به ضرر مردم، کشور ما و شایسته‌ی موضع‌گیری است.

  • مسیح

یادداشتی بر وجوه تاریخی و مهم فیلم یتیم خانه ایران

مسیح | پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۵۵ ب.ظ | ۱ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

یادداشت زیر در «نقد سینما» منتشر شده است و آن را بازنشر می‌کنم.

فیلم‌نامه فیلم نقص‌هایی دارد، اما بازسازی تاریخ و از آن مهم‌تر پرداخت به چنین موضوعی اهمیت زیادی دارد و فیلم را برجسته می‌کند.

توجه به موضوعی که در آستانه‌ی صد سالگی قرار دارد و تا امروز جز کتاب «قحطی بزرگ» دکتر «محمدقلی مجد» و یک کتاب خارجی و چند گزارش در روزنامه‌های آمریکایی، چیزی از آن در رسانه‌ی داخلی و خارجی نبوده است، مهم‌ترین ویژگی فیلم است. فیلم در یادآوری این موضوع به بیننده و همراه کردن مخاطب با دردهای آن دوران موفق عمل کرده است و این مسئله باعث شده تا ارزش نقد داشته باشد.

 

برعکس بعضی که «صرفا» فقط برای کمک به فلان جبهه یا حال‌گیری از جبهه‌ی دیگری از فیلمی حمایت کرده، آن را بالا برده یا پایین می‌برند، خیلی به حمایت از هر فیلمی اعتقاد ندارم. مثلا «دلبری»، «رسوایی 2» و... ارزش دیدن ندارند، اما «یتیم خانه ایران» فیلمی است که ارزش دیدن دارد. پیشنهاد می‌کنم ببینید.

 

متن یادداشت در ادامه مطلب

  • مسیح

سیانور، کیمیاست...

مسیح | سه شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ | ۱ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

سیانور، کیمیاست...
📝 یادداشتم درباره‌ی فیلم «سیانور» در «نقد سینما»

 

⭕️ «سیانور» بهروز شعیبی را باید دید. فیلم خوش‌ساختی که از دل تاریخ معاصر، «مجید شریف واقفی» را بیرون کشیده و زندگی و نحوه‌ی ترورش را به تصویر می‌کشد. شعیبی آن‌ همه جسور است که بدون ترس به سراغ منافقین برود و از رویارویی با آن‌ها واهمه نداشته باشد. او خوب دانسته فضای دراماتیک و یک رویداد تاریخی را چطور در کنار هم ترکیب کند.

⭕️ برخلاف فیلم دیگری که امسال با موضوع منافقین ساخته شد، سیانور مخاطب را خسته نمی‌کند. تاریخ را دست‌مایه‌ی حرف‌های دست چندم قرار نمی‌دهد و از همه مهم‌تر، تاریخ یک سازمان تروریستی را در یک رویداد عشقی گم نمی‌کند. شاید بزرگترین ویژگی سیانور همین باشد که به بهانه‌ی جذب مخاطب، تاریخ را در یک داستان عشقی حل نکرده است. سازمان مجاهدین، همانی است که باید باشد، صمدیه لباف، تقی شهرام و شریف واقفی نیز همانند. اگر این فیلم و فیلم‌هایی از این دست را در سینمای ایران کم می‌بینیم، به خاطر عدم جسارت کارگردان‌ها و از آن مهم‌تر دم دستی بودن فیلم‌سازی نئورئالیستی است.

 

telegram.me/MovieReviewMag

  • مسیح

نقدی بر فیلم «بادیگارد» ساخته «ابراهیم حاتمی‌کیا»

مسیح | يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۴۲ ب.ظ | ۱ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

روزگاری است که «نیهلیسم» فضای فکری روشنفکرانی است که در سینمای جمهوری اسلامی ایران پاگرفته‌اند و از رزق پربرکت نهال انقلاب اسلامی نیوشیدند و حالا هر فرصتی که پیدا می‌کنند باربط و بی‌ربط فحشی هم نثار حزب‌الله و انقلاب و دین و دینداری می‌کنند.

عقل غرب‌زده،‌ سینمای ایران را فراگرفته است و سینماگران بی‌درد در فضایی فیلم می‌سازند که خود در آن زیسته‌اند. پوچ‌انگاری، فساد، خیانت، دروغ و بی‌وطنی همه‌ی آن چیزی است که امروز در سینمای ما موج می‌زند.

حال در این وانفساه باز هم «حاتمی‌‌کیا»ست که حرف مردم انقلابی را در فیلم خود می‌زند.

بگذار یک بار پایمان را از اصول تکنیکی نقد فرا بگذاریم و از دل بنویسیم. بهتر بگویم بگذار طوری حرف بزنیم که مخاطبمان روشنفکرها نباشند.

 

  • مسیح

شهدای دهه 60 و شهدای دهه 90

مسیح | جمعه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۱۳ ق.ظ | ۲ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

تفاوتی بین شهدای دهه 60 و دهه 90 نیست. هر دو برای دفاع از اسلام و اعتقادات دینی، انقلاب اسلامی، وطن و... جنگیدند. در خصوص اینکه اجر و قرب کدام یک بیشتر است یا هر دو برابرند هم نمی‌توانم صحبت کنم چون این چیزها خیلی در اندازه و فهم بنده نیست.
اما از دهه 60 هر چه به جا مانده، تصویری است از مادرانی که فرزندان خود را راهی کرده‌اند، همسرانی که شوهرشان را به جنگ فرستاده اند و خواهرانی که برادر خود را عازم جبهه‌های جنگ کرده اند.
کسانی که زینب گونه فرستادند و بعد از شهادت هم زینب گونه ایستادند.
اگر گریستند، اشک هم حماسه بود و تغزل و چیزی جز عشق نبود.
مادری سه فرزند خود را تقدیم اسلام کرده بود و می‌گفت شرمنده‌ی امام امت هستم که بیشتر از این چیزی برای تقدیم کردن ندارم.
از این دست تصاویر در خاطرات ذهنی همه‌ی ما از دفاع مقدس موجود است. 
حتی برنامه «نیمه پنهان ماه» که از شبکه افق پخش می‌شد و در همین سال‌های اخیر درست شده بود، این‌چنین بود.

اما تصویری که این روزها در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی از برنامه «مدافعان حرم» که همسر شهید «رضایی نژاد» آن را اجرا می‌کند تا مستندها درباره‌ی شهدای مدافع حرم نشان داده می‌شود، بیشتر احساسات صرف بازماندگان درباره‌ی یک شهید است.
اینکه شهید با همسرش چطور بود و با هم چه جاهایی رفتند، اینکه هدیه تولد می‌خرید یا به کادو دادن اهمیت می‌داد، اینکه همسر شهید دلش برای او تنگ شده و از قاب بسته‌ی اشک‌های او فیلم گرفته شود، با آن تصویری که از دفاع مقدس بر جای مانده تفاوت بسیاری دارد.
این تصویر یک آدم معمولی است که از دنیا رفته و همسر یا مادر یا خواهرش از نبودنش ناراحت است و آن تصویری از یک آدم با جسمی معمولی، اما روحی آسمانی بود که مثل همه می‌خورد، می‌خوابید، عشق می‌ورزید، محبت می‌کرد، اما بنده خدا بود و از همه چیزش برای خدا گذشت. او نمونه‌ای از انسان کامل بود که با خصوصیات کاملش به شهد شیرین شهادت رسیده بود و تصویر امروز، تصویری ناقص است. ما نمی‌فهمیم چه شد که فلان عزیز به درجه شهادت رسید؟ آن هم در این روزگار که سختی‌اش از هر روزگاری بیشتر است.

این مسئله ارتباطی به خانواده‌ی عزیز شهیدان ندارد. 
خانواده‌ی شهدای دهه شصت هم مثل اینان احساسات زیادی داشتند و اصولا برای آدمی که می‌میرد و از دست می‌رود هم اشک می‌ریزیم، چه رسد به شهادت کسانی که از بهترین‌های آسمان و زمین بودند.
خانواده‌ی شهدای دهه نود هم مانند خانواده‌های دهه شصت حماسه آفریدند. آن‌ها هم مثل کوه ایستاده‌اند و نسل بعدی را برای اسلام و انقلاب اسلامی تربیت می‌کنند. آن‌ها هم اگر اشک می‌ریزند، حماسی است. جلوی دشمن ایستاده‌اند و کم نمی‌آورند. 
اشکال از #فیلمسازان امروز است که اینچنین #تصویری از شهادت و بازماندگان زینبی شهیدان به مخاطب می‌دهند.
شهید انسان بزرگی است که به بزرگترین مقامی که یک بنده می‌تواند برسد، رسیده است و خانواده‌های شهدا هم با همه‌ی سختی‌های دنیایی، این را انتخاب کرده‌اند و با عشق به آن رسیده‌اند.
از این #حماسه، حماسه عاشقانه بسازیم، نه یک عاشقانه معمولی فصلی که بعد از مدتی نه انسان ساز است و نه...

  • مسیح

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

«ابد و یک روز» ساخته‌ی «سعید روستایی» فیلمی نئورئالیستی است که سعی می‌کند در مسابقه‌ی بدبخت‌نمایی و بی‌‌چارگی خانواده و جامعه‌ی ایرانی گوی و سبقت را از رقیبان خود برباید و الحق هم این کار را انجام داده است. یعنی اگر مراد کارگردان همین مسئله بوده، باید به او تبریک گفت و اگر هدف این نبوده، پس چیست؟

فیلم پر از بدبختی‌ و سیاهی‌های بی‌پایان است و روزنه‌ی امیدی در آن نیست.

  • مسیح

شهاب حسینی از قاسم سلیمانی خطرناکتر است؟!

مسیح | پنجشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۴۵ ب.ظ | ۳ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

امروز مطلبی با عنوان «شهاب حسینی از قاسم سلیمانی خطرناکتر است» در روزنامه «مکه» عربستان سعودی چاپ شده و در سایتهای داخلی هم بازتاب زیادی داشته است.

بازتاب این خبر در سایتهای داخلی به نحوی است که گویی نویسنده مطلب یعنی «محمد السلیمی» به تشویق فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی پرداخته و سینما نئورئالیستی و جشنواره ای ایران رو برای کشور عربستان خطرناک اعلام کرده است..

اما مسئله اصلی این است که این قضیه کاملا برعکس است و متن در مورد سینمای دیگری داره صحبت میکن

 

متن اصلی فارغ از عنوان یاد شده، در مورد مسئله سینمایی اخیر تنها به جایزه گرفتن شهاب حسینی به عنوان آخرین دستاورد فرهنگی! ایران اشاره کرده است و پیرامون فیلم و مسائل مربوط به آن چیز دیگری ننوشته است.
اتفاقا در همین مطلب در مورد سینمای ایران نوشته است که صنعت فیلم ایران با فیلم‌هایی نظیر «ملک سلیمان» به لابی صهیونیستی حمله کرد و آنها را ترساند و به قول نویسنده «فتوحات سینمایی»ش را با فیلم‌هایی نظیر «حضرت موسی» {احتمالا منظور فیلم ساخته نشده سلحشور است} و محمد رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم ادامه داد و اخیرا هم شهاب حسینی بازیگر ایرانی در کن جایزه گرفت.

در انتهای مطلب هم اشاراتی به ایران و تام هنکس شدهکه واژه‌ها دیگه خیلی محلی است و بنده متوجه نشده منظور نویسنده چیست.

مسئله مهم و البته جالب توجه این است که سعودی‌ها سینمای ایران را بر مبنای بیگ‌‌پروداکشن‌ها دیده و تعریف می کنند، نه فیلم‌های نئورئالیستی نظیر کارهای اصغر فرهادی و سایر فیلم های جشنواره ای و اتفاقا حمله ایران به لابی صهیونیستی و تعاریف ایران از پیامبر و... مدنظرشان بوده و مدعی شدند که هرچند عربستان از نظر سیاسی در دو سال اخیر بر ایران برتری داشته است، از نظر فرهنگی ایران است که در تعریف چهره یهود و پیامبر و اسلام اقدام جدی می کند.
 

گویی سعودی ها هم فهمیدند که تنها سینمای استراتژیک است که میتواند در زمینه فرهنگی قدرت ایران را دوچندان کند، والا از سینمای نئورئالیستی «ما چقدر بدبخت و خاک بر سریم» چیزی درنخواهد آمد.

 

 

 

  • مسیح

من و سید مرتضی!

مسیح | شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۴۷ ب.ظ | ۱ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

سعی کردم اثار شهید سید مرتضی آوینی رو به این شکل مطالعه کنم و بعد برای خودم حلاجی کنم. یعنی نوشته‌ها رو کنار هم بگذارم و بعد با ساختن یک پازل از جملات، معنی خاصی که از فلسفه و نگرش آیشون برمیاد رو دربیارم. {به زعم خودم}

 

1- برادران عزیزی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می‌پنداشتند که برای دست یافتن به سینمایی که بتواند در خدمت اسلام قرار بگیرد، کافی است که به جوانان مؤمن علاقه‌مند، تکنیک فیلمسازی آموخته شود. اکنون همان برادران عزیز، در تحربه بخوبی دریافته‌اند که تکنیک فیلمسازی، یعنی مجموعه روشها و ابزار کار، فی نفسه حامل فرهنگ غرب و غایات روحی آن است و از خود می‌پرسند که «پس چه باید کرد؟»

 

2- بر ما تقلید از غربی‌ها روا نیست، چراکه تاریخ ما در امتداد تاریخ غرب نیست. ما عصر تازه‌ای را در جهان آغاز کرده‌ایم و در این باب، اگرچه سینما یکی از موالید تمدن غربی است، و لکن در نزد ما و در این سیر تاریخی که با انقلاب اسلامی آغازشده، صورت دیگری متناسب با اعتقادات ما خواهد پذیرفت. سینما در غرب چیزی است و در این مرزوبوم چیز دیگر و سینمای ما نمی‌تواند در امتداد تاریخی سینمای غرب باشد، اگرچه زبان سینما یا بیان مفاهیم به زبان سینما قواعد ثابتی دارد فراتر از شرق و غرب.

 

3- تخصص داشتن در علوم رسمی، اعم از تجربی یا انسانی، مساوی با قدرت اجتهاد در علوم نیست. تخصص شرط لازم اجتهاد علمی است، اما شرط کافی نیست. شرط کافی اجتهاد در علوم، وجود معرفتی کافی و جامع نسبت به اسلام است و بدون این شرط، اجتهاد محقق نمی‌شود، چراکه کاربرد علوم در صحنه‌ی عمل باید منتهی به غایاتی باشد که موردنظر اسلام است و لا غیر. لذا باید معنای اجتهاد و تخصص را از یکدیگر تفکیک کرد و دانست که استفاده از تخصص غربی‌ها در علوم و صنایع، اگر در سایه‌ی اجتهاد (به معنایی که عرض شد) نباشد، هرگز به غایاتی که موردنظر ماست منجر نخواهد گشت. ما خود را بی‌نیاز از تجربیات غربی‌ها نمی‌دانیم، اما برای این تجربیات شأنی متناسب با آن‌ها قائلیم. ما چاره‌ای نداریم جز آن‌که سینما را یک ‌بار دیگر در ادب و فرهنگ اسلام معنا کنیم. ما باید قابلیت‌های کشف نا شده‌ی سینما را در جواب به فرهنگ و تاریخ خویش پیدا کنیم و چه کسی می‌تواند ادعا کند که سینما دیگر قابلیت‌هایی ناشناخته ندارد؟

 

 

4- قالب و محتوا و ظرف و مظروف، در سینما، دومرتبه از یک وجود واحد هستند... همچون روح و بدن. با گرایش روح به سمت کفر و شرک ظاهراً تغییری در بدن ظاهر نمی‌شود، اما در سینما این «قالب» است که محتوای خویش را «برمی‌گزیند». چه بخواهیم و چه نخواهیم در تمدن امروز روش و ابزار «اصالت» دارد و سینما نیز از این حکم کلی خارج نیست. این حکم نه مطلقاً، که عموماً، درباره همه هنرها صادق است و در سینما به‌طریق‌اولی، چراکه سینما قبل از آنکه هنر باشد، تکنولوژی است. تکنیک سینما نیز، علاوه بر پیچیدگی بسیار زیاد و فوق‌العاده، مجموعه‌ای است از حیله‌هایی که با قصد فریب عقل و نفی اختیار تماشاگر گردآمده است و برخلاف تصور عام، هرگز انسان را به فطرت ثانوی که مقام تفکر و تذکر است رجوع نمی‌دهد.
اما درعین‌حال، سینما می‌تواند که این‌چنین نباشد و این نکته‌ای است که برای ما محل توجه است. اگر محتوای سینما بخواهد که به‌سوی حق و اسلام متمایل گردد، تکنیک سینما، یعنی مجموعه روش‌ها و ابزار آن، حجابی است که باید خرق شود. در این نکته برای اهل معنا معانی بسیار نهفته است.

 

پ.ن: مسئله ظرف و مظروف، تمدن تکنولوژیک، سینمای اسلامی و از این دست تعاریف مسئله حل نشده دوستان در مطالعه آثار ایشونه که برام کاملا حل شده، مشخص و واضحه. 

شاید هم اشتباه میکنم، اما گمانم اینه که دیدگاه فلسفی ایشون رو باید از آغازی بر یک پایان و رستاخیز جان شروع کرد و به ... رسید و از این منظر به او نگاه کرد و با جهان بینی او غرب و تمدن تکنولوژیک رو دید.

 

پ.ن: 20 فروردین نزدیکه و باز قلب من میتپه!

  • مسیح